هنرمند هم چون یک راهنما- یک معلم یا حتی بالاتر یک مرشد و ارشاد کننده جامعه می تواند نقشی بسیار سازنده در جامعه خود داشته باشد. پس باید نخست خود را تهذیب نموده درونی پاک و دلی بی آلایش پیدا کند تا از صفات رذیله و شیطانی و غرض های نفسانی چون پول و شهرست پرستی رهایی یابد و آنگاه با دلی سرشار از عشق و محبت که هنرمندی واقعی است به این هنرمندی یا زیباسازی بپردازد. بدون این مقدمات هنرمند تنها فنون آن را یاد گرفته و صنعت آن را می داند. در حالی که صنعت و فن ارائه هنر وسیله ای است برای اصل که هنرو زیبایی باشد.